تبليغاتX
کورده واری ئه ی ولاته جوانه که م - بچه های طلاق

                                          

 

آمار رشد طلاق سال 1383 ، 23./. در سال 1384 ، 32./. درصد در سال 1385 ، 37./. درصد ، واقعاَ آمار سر سام آوری است و به نظر می رسد این آمار کما کان سیر سعودی خود را ادامه دهد اما سوالی که اینجا مطرح است این روند سعودی تا  کی باید ادامه داشته باشد ؟  و فرزندان و قربانیان  اصلی این فاجعه تا چه زمان باید تاوان ندانم کاریهای والدین خود را پس بدهند و جرم آنان  برای این تاوان پس دادنها چیست ؟آیا فرزند والد ینی بی مسئولیت شدن جرم محسوب می شود ؟ آیا ما به عنوان افراد و زیر مجموعه این جامعه باید بی مبالات نظاره گر این تناقض های خانمانسوز باشیم ؟ بحرانی که اکنون فرا روی ما قرار گرفته بحرانی بس دشوار است بحرانی است که ما هر روزه نه اینکه نکته ای مثبت در آن یافت نمی کنیم بلکه شاهد تشدید و همه گیر شدن آن هستیم و می باشیم  آن هم چیزی نیست جز بحران فرزندان طلاق که به واقع قربانیان اصلی در قضیه محزون بر انگیز طلاق می باشند . گفتن این

جمله که « باهم تفاهم اخلاقی نداریم » و زوجین در موعد طلاق به عنوان یک اهرم گریز از آن استفاده می نمایند حکمی است قطعی برای اعدام زندگی رویا یی گلهای زیبای زندگی که همان فرزندان ما هستند . نظر زمین شنا سان و دانشمندان علوم جغرافی و بستر شنا سی  زمین بر آن است که ایران روی گسل زلزله قرار دارد و هر آن ممکن است با یک لرزش نقطه ای از این پهنه جغرافیایی با خاک یکسان شود.  آیا تا کنون کسی به گسل زیان بار طلاق که گریبان گیر بسیاری  از خانواده ها گردیده

گردیده نگریسته است ؟ آیا هیچ کسی به فکر مقاوم سازی خود در مقابل این گسل مخرب بوده ؟ چه تدبیری برای مقاوم سازی بنیاد خانواده ها اندیشیده شده است ؟ با نهایت  تاسف گسل مخرب طلاق هر روز بیشتر از روز قبل به فعالیت خود ادامه می دهد و هیچ مهندس و کارشناسی حاضر نیست مسئولیت اجرایی این پروژه را برای مقاوم سازی بر عهده  بگیرد.

                                 

 

از هم گسیختگی بنیان خانواده و نفاق و اختلاف میان والدین چالشی بس عظیم فرا روی فرزندان بی دفاع به وجود آورده که اگر هر چه سریعتر چاره و راه کاری مناسب برای جلوگیری از ازدیاد آن اندیشیده نشود دیری نمی پاید که شاهد فجایع اسف بار و ناگواری در میان جامعه خود خواهیم بود . و این امر با توجه به عدم مسئولیت پذیری والدین نسبت به فرزندان در به عهده گرفتن حضانت آنها زمینه را برای بزه کاریهای اجتماعی از جمله تجاوز ، خشونت ، تبعیض و ...  در میان فرزندان طلاق فراهم و مهیا می سازد و به طریقی سبب به انحراف رفتن شئونات اخلاقی و رفتارهای انسانی و جهش به طرف متلاشی شدن جامعه ای پایدار و سالم خواهد شد که به واقع این مهم در آینده ای نه چندان دور گریبانگیر هنجارهای اجتماعی خواهد شد هر چند که اینک نیز شاهد گوشه ها یی از این نارسایی های اجتماعی هستیم .

در سویی دیگر از بار عاطفی به مسئله بنگریم  و از زبان فرزندان طلاق ماجرا را بازگو نماییم حس عاطفی و دلسوزانه ما به و جد می آید و همه خود را به طریقی مدیون آنها می دانیم ، اما زمانی که وارد میدان عمل می شویم همه از زیر بار مسئولیت شانه خالی نموده و بی توجه به حوادث و اتفاقات از کنار آنها می گذریم . اما بد نیست هر از گاهی خودمان را با وقایع نزدیک تر نموده و از نزدیک واقعیت ها را لمس نماییم تا شاید تجربه این حقایق راه کاری باشد برای آینده و آیندگان ما .

در نهایت با طرح چند پیشنهاد از عموم مردم عزیزم و تمامی کسانیکه به نحوی در امور سازش و اصلاح جامعه تلاش می نمایند تقاضا دارم اولاَ : با واقع بینانه تر به قضا یا نگریستن چاره ای برای این معضل اندیشیده  ثانیاَ : هنگام بر خورد با فرزندان طلاق به چشم متهم با آنها رفتار نکنیم و ثالثاَ از کلیه قضات ، وکلا و مشاورین محترم در امور طلاق ملتمسانه خواهش دارم در حد امکان از تضییع حق فرزندان طلاق جلو گیری بعمل آورده هرچند این عزیزان در اصلاح جامعه تلاش فراوانی دارند ولی سعی بیشتر باعث موفقیت بیشتر خواهد شد بی شک ما می توانیم برای تحقق جامعه ای سالم تلاش نماییم و پیشنهاد می نمایم به عنوان اولین گام  تشکیل یک انجمن مردمی حمایت از کودکان طلاق راه کاری مفید باشد  .                           

به امید روزی که شاهد  کمتر شدن آمار طلاق  در جامعه خود باشیم .                                                                    

+ نوشته شده توسط آلا در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 8:16 بعد از ظهر |